زمستان و شروع یک زنجیره خاموش از بیماری های زمستانی
اولین نشانه ها معمولا خیلی جدی گرفته نمی شوند. کمی گلودرد صبحگاهی، خستگی ای که به هوای سرد نسبت می دهیم، یا سرفه ای که فکر می کنیم موقتی است. اما چند روز بعد، همان نشانه های ساده تبدیل می شوند به بیماری ای که انگار از جایی عمیق تر در بدن ریشه دوانده است. عجیب اینجاست که این اتفاق برای خیلی ها هر سال تکرار می شود و تقریبا همیشه نقطه شروع، زمستان است. انگار بدن در این فصل، آماده تسلیم شدن است.
خیلی ها تصور می کنند این فقط بدشانسی است. اما اگر کمی دقیق تر نگاه کنیم، می بینیم زمستان فقط یک فصل نیست، بلکه یک فشار تدریجی است که آرام آرام بدن را به سمت بیماری هل می دهد.
زمستان فصل شروع بیشتر بیماری هاست اما نه آن طور که فکر می کنیم
ذهن ما عادت کرده سرما را مقصر اصلی بداند. اینکه هوا سرد می شود، بدن ضعیف می شود و ویروس ها حمله می کنند. اما این تصویر، فقط سطح ماجراست. واقعیت این است که زمستان شرایطی می سازد که بدن خودش راه را برای بیماری هموار می کند، بدون اینکه متوجه شویم.
در زمستان، سبک زندگی ما ناخواسته تغییر می کند. کمتر بیرون می رویم، تحرک کاهش پیدا می کند و بیشتر زمان را در فضاهای بسته می گذرانیم. نور خورشید کمتر به بدن می رسد و ریتم خواب به هم می ریزد. این تغییرات شاید کوچک به نظر برسند، اما وقتی کنار هم قرار می گیرند، فشار قابل توجهی روی سیستم ایمنی ایجاد می کنند.
بدنی که در ظاهر سالم است، در باطن وارد حالتی می شود که توان دفاعی اش کاهش یافته است. به همین دلیل است که بیماری زمستانی اغلب ناگهانی به نظر می رسد، در حالی که زمینه آن هفته ها قبل شکل گرفته است.
بدن ما در زمستان چه اشتباهی می کند؟
بزرگ ترین اشتباه بدن در زمستان، سازگار شدن ناقص با شرایط جدید است. بدن انسان برای بقا طراحی شده، اما نه برای سبک زندگی مدرن زمستانی. وقتی روزها کوتاه می شوند، بدن سیگنال کاهش انرژی دریافت می کند. نتیجه اش خواب آلودگی، بی حوصلگی و تمایل به ماندن در حالت سکون است.
این سکون اما هزینه دارد. کاهش تحرک باعث کند شدن گردش خون می شود و سلول های دفاعی دیرتر به محل عفونت می رسند. همزمان، کاهش نور خورشید تعادل برخی ویتامین ها و هورمون ها را به هم می زند، بدون اینکه علامت واضحی ایجاد کند.
از طرف دیگر، حضور طولانی در محیط های بسته باعث افزایش تماس با عوامل بیماری زا می شود. هوا کمتر تازه می شود و بدن فرصت کمتری برای بازیابی پیدا می کند. مجموعه این عوامل، اشتباهی است که بدن در زمستان مرتکب می شود و معمولا دیر متوجه آن می شویم.
آیا تا به حال فکر کرده ای که شاید بدن مدت ها قبل از مریض شدن، با خستگی و بی حالی به تو هشدار داده است؟
راز بیماری های زمستانی که کمتر گفته می شود
کمتر درباره فشار روانی زمستان صحبت می شود. نه استرس شدید و ناگهانی، بلکه نوعی فشار آرام و مداوم که از تاریکی، روزهای کوتاه و کاهش ارتباطات اجتماعی می آید. این استرس پنهان، تاثیر مستقیمی روی سیستم ایمنی دارد.
وقتی ذهن تحت فشار است، بدن منابعش را به سمت بقا هدایت می کند نه ترمیم. یعنی سیستم ایمنی در اولویت پایین تری قرار می گیرد. به همین دلیل است که خیلی ها درست بعد از یک دوره کاری سنگین یا تعطیلات پرتنش زمستانی مریض می شوند.
الگوی تغذیه هم نقش مهمی دارد. در زمستان تمایل به غذاهای سنگین، شیرین و پرکالری بیشتر می شود. این غذاها در کوتاه مدت حس آرامش می دهند، اما در بلندمدت التهاب داخلی بدن را افزایش می دهند. التهاب پنهان یکی از عواملی است که سیستم ایمنی را آرام آرام تضعیف می کند.
در نتیجه، یک ویروس ساده که در زمان دیگر به راحتی دفع می شد، در زمستان تبدیل به بیماری طولانی و فرساینده می شود.
چرا بعضی ها زمستان اصلا مریض نمی شوند؟
همه ما افرادی را می شناسیم که وسط موج بیماری، کاملا سالم می مانند. این افراد معمولا شانس بیشتری ندارند، بلکه سبک زندگی شان در زمستان متفاوت است. ویژگی مشترک آن ها، ثبات رفتاری است.

خواب آن ها حتی در شب های بلند زمستان نظم دارد. بدن می داند چه زمانی باید ترمیم شود. تحرکشان قطع نمی شود، حتی اگر محدود به یک پیاده روی کوتاه روزانه باشد. همین حرکت های کوچک، پیام حیات به سیستم ایمنی می دهند.
از نظر ذهنی هم، این افراد اجازه نمی دهند زمستان آن ها را منزوی کند. ارتباط با دیگران، گفت وگو، خنده و برنامه های ساده خانگی به تعادل روان کمک می کند. این تعادل، مستقیما روی مقاومت بدن تاثیر می گذارد.
جالب اینجاست که این افراد کار خارق العاده ای انجام نمی دهند. فقط اشتباهات رایج زمستانی را تکرار نمی کنند.
زمستان با بدن ما چه می کند؟ واقعیتی نگران کننده
زمستان در واقع یک آزمون برای سیستم ایمنی است. آزمونی که خیلی از ما بدون آمادگی وارد آن می شویم. بدن در این فصل همزمان با کم تحرکی، کم نوری، فشار روانی و تغذیه نامتعادل روبه رو می شود. اگر این عوامل روی هم انباشته شوند، حتی بدن های قوی هم آسیب پذیر می شوند.
بیماری زمستانی فقط سرماخوردگی نیست. خستگی مزمن، دردهای عضلانی، افت خلق، مشکلات گوارشی و حتی تشدید بیماری های قدیمی، همه می توانند از همین فشار تدریجی شروع شوند. زمستان مثل یک ذره بین عمل می کند و ضعف هایی را که در طول سال پنهان بوده اند، بزرگ می کند.
جمع بندی: زمستان دشمن نیست، بی توجهی ما خطرناک است
زمستان قرار نیست ذاتا ما را بیمار کند. آنچه خطرناک است، نادیده گرفتن تغییرات ظریفی است که این فصل در بدن و ذهن ایجاد می کند. بیماری ها ناگهانی شروع نمی شوند؛ آن ها نتیجه هفته ها بی توجهی اند.
اگر زمستان را فقط به عنوان یک فصل سرد ببینیم، هر سال غافلگیر می شویم. اما اگر آن را دوره ای حساس برای سیستم ایمنی بدانیم، می توانیم مسیر را تغییر دهیم. نه با افراط و سختگیری، بلکه با آگاهی از نشانه های کوچک.
بدن خیلی زودتر از آنکه مریض شود، هشدار می دهد. زمستان فقط صدای این هشدارها را بلندتر می کند. گوش دادن به این صدا، شاید مهم ترین کاری باشد که می توان در این فصل انجام داد.


